X
تبلیغات
ஜ آسمانــــــــــی ஜ - مناجات
________________________________



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
________________________________


به ده ر گاهت به شه ر ده سته و دوعایه

کـــه وا هه ر ییک به ده ردیک موبتـه لایه

نیازی مـــــن ئه توی و عیشقـــــــی تویه

کـــه واهاتومـــه ده رگــــای تو خـــــودایه


________________________________

دُعا و نیایش کُردی با صدای جناب عثمان محمد



نزای عارفانه به ده نگی به ریز عوسمان موحه ممه د



برای دانلود کلیک کنید Download



:: موضوعات مرتبط: مناجات، دانلود آهنگهای کــُردی عرفانی
:: برچسب‌ها: دانلود آهنگ های عرفانی, دانلود کلیپ های عرفانی, دانلود تصاویر مذهبی و عرفانی, دانلود رایگان
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 92/09/25

ماه پر خیر و برکت رمضان بر تمامی مسلمین جهان مبارک باد


 

مناجات و قنوت شبهای قدر صوتی و تصویری

 

برای دانلود صوتی مناجات و همچنین کلیپهای مناجات به ادامه مطلب مراجعه نمایید




:: موضوعات مرتبط: مناجات، دانلود آهنگهای عربـی عرفانی، دانلود کلیپ عـربــــی عرفانی، دانلود کلیپ قرآنی
:: برچسب‌ها: دانلود آهنگ های عرفانی, دانلود کلیپ های عرفانی, دانلود تصاویر مذهبی و عرفانی, دانلود رایگان
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 92/04/20


 
دل جز ره عشق تو نپوید هرگز

 


جان جز سخن عشق نگوید هرگز



صحرای دلم عشق تو شورستان کرد

 


تا مهر کسی در آن نروید هرگز





:: موضوعات مرتبط: مناجات
:: برچسب‌ها: دانلود آهنگ های عرفانی, دانلود کلیپ های عرفانی, دانلود تصاویر مذهبی و عرفانی, دانلود رایگان
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 92/01/07
مناجات سالک:

الهی شعله ای در دل بیفروز كز آن شعله بسوزم من شب و روز

الهی در دلم عشقی بپا كن ز قید و بند خود دل را رها كن

به درد عشق سوزان مبتلایم ز جان و دل خریدار بلایم

بود عشقت عیان اندر وجودم خداوندا بسوزان تار و پودم

گهی شادم گهی گریان و نالان شدم مجنون ز عشقت در بیابان

گهی شب تا سحر با آه و زاری گهی مست و گهی در بیقراری

گهی هجرت زند آتش به جانم گهی افتان و خیزان در فغانم



:: موضوعات مرتبط: مناجات
:: برچسب‌ها: دانلود آهنگ های عرفانی, دانلود کلیپ های عرفانی, دانلود تصاویر مذهبی و عرفانی, دانلود رایگان
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

مناجات عرشی

آیا شود ای طبیب دردم
افتد نظرت به روی زردم

آیا شود از ره تفقد
پرسش نكنی از آنچه كردم

دردم نگر و علاج آن كن
تا آنكه اجل نكرده سردم

افتاده ز پای و مستحقم
ای دوست مكن ز خویش طردم

دستم ز كرم بگیر و بردار
تا باد هوی نبرده گردم

بر من شده چیره نفس مكار
مغلوب نموده در نبردم

مگذار مرا بخویشتن وا
گر در ره عشق تو نه مردم


:: موضوعات مرتبط: مناجات
:: برچسب‌ها: دانلود آهنگ های عرفانی, دانلود کلیپ های عرفانی, دانلود تصاویر مذهبی و عرفانی, دانلود رایگان
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

الهی سینه ای ده آتش افروز

در آن سینه دلی و آندل همه سوز

هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست

دل افسرده غیر از آب و گل نیست

دلم پر شعله گردان سینه پر دود

زبانم را به گفتن آتش آلود

کرامت کن درونی درد پرورد

دلی در وی درون درد و برون درد

دلم را داغ عشقی ر جبین نه

زبانم را بیانی آتشین ده

سخن کز سوز دل تابی ندارد

چکد گر اب از او آبی ندارد

دلی افسرده دارم سخت بی نور

چراغی زو بغایت روشنی دور

بده گرمی دل افسرده ام را

فروزان کن چراغ مرده ام را

ندارد راه لطفم روشنایی

زلطفت پرتوئی دارم گدائی

اگر لطف تو نبود پرتو انداز

کجا فکر و کجا گنجینه راز

زگنج راز در هر گنج سینه

نهاده خازن تو صد دفینه

ولی لطف تو گر نبود به هر رنج

پشیزی کس نیابد زآن همه گنج

چو در هر گنج صد گنجینه داری

نمی خوهم که نومیدی گذاری

به راه این امید پیچ در پیچ

مرا لطف تو میابد دگر هیچ


:: موضوعات مرتبط: مناجات
:: برچسب‌ها: دانلود آهنگ های عرفانی, دانلود کلیپ های عرفانی, دانلود تصاویر مذهبی و عرفانی, دانلود رایگان
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

بینم کوه و جنگلهاودریا

ببینم چشمه ورودهاوصحرا

به هرسوبنگرم روزهاوشبها

ببینم ماه رو و خا ل لبها

بگویم شکرتو شکرت خدایا

که بینم من زمین را تاثریا

خدایا چشم دل را هم عطاکن

بصیرت را نصیب این پرخطا کن


:: موضوعات مرتبط: مناجات
:: برچسب‌ها: دانلود آهنگ های عرفانی, دانلود کلیپ های عرفانی, دانلود تصاویر مذهبی و عرفانی, دانلود رایگان
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

با سنگ هر گناه پرم را شكسته ام
آه ای خدا ، خودم كمرم را شكسته ام

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس
پلهای امن پشت سرم را شكسته ام

من دانه دانه اشك خودم را فروختم
نرخ طلایی گهرم را شكسته ام

دیگر مرا نشان خودم هم نمی دهند
آیینه های دور و برم را شكسته ام

دنیا شكست خورده تر از من ندیده است
حالا به سنگ خورده ، سرم را شكسته ام

آرام كن مرا و در آغوش خود بگیر
حالا كه بغض شعله ورم را شكسته ام

راهم بده به باغهای شجرهای طیبه
من توبه كرده ام ، تبرم را شكسته ام

حالا ببین كه به غیر از گدا شدن
در پیشگاه تو هنرم را شكسته ام


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

آمـده ام بـه درگـهت تـضـرع و دعـا کـنـم

ز سوز دل بخوانمت شور و نوا به پا کنم

هزار بار و بیشتر توبه اگر شکسته ام

آمده ام بـار دگـر بـه تـوبـه ام وفـا کـنم

یـک شـب اگـر نیامـدم به درگـهت بـهر نیاز

کنون به گریه خوانمت به مثل نی، نوا کنم

خشم اگر نموده ای ز کرده های زشت من

بـه آه و نـالـه آمـدم تـا کـه تـو را رضـا کـنـم

فقیر و زار و خسته ام حقیر و دلشکسته ام

تـو هـم اگـر بـرانیـم، کـجـا روم چـه هـا کـنم


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

ای خدا غرق گناهم چه کنم نکنی گر تو نگاهم چه کنم

بــه امـیـد کــرمــت آمـــده ام ندهی گر تو پناهم چه کنم



خوشا به یاد تو هرصبح و شام ، راز و نیاز
عروج تا ملکوت تو در زمان نماز

سر خشوع به پیشت فرو آوردن
و دست حاجت خود را بیاوریم فراز

از این حضیض که جایی برای ماندن نیست

به اوجت آمدن و رو به سمت تو پرواز



الهی

دردمند دل اگاهت پنهانی و دزدکی می گرید
تا نامحرمان به حرم خانه ی سِرش دست نیابند

وآشکارا لبخند دارد تا نابخردان دیوانه اش نخوانند



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

قلب مرا در امتحان تقوا شرکت بده ، آزمایشش کن

اما نگاهت را از من بر مگیر!

مددم کن ، اما رهایم مکن!

الهی!

لحظه های مرا دریاب ، اما چشمهایت را بر من مبند


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

ای جمـلـه بـی کسـان عالـم را کـس یک جو کـرمـت تـمام عالـم را بـس

من بی کسم و تو بی کسان را یاری یا رب تو به فریاد من بی کس رس

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گفتم که گناه من عظیم است عظیم در حشر جزای من جحیم است جحیم

ناگـاه به گـوش جـان شنیـدم از غیب نـومـیـد مـشو خـدا کـریـم است کـریـم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



ما را سر و سودای کس دیگر نیست در عشق تـو پـروای کـس دیگـر نیست

جـز تـــو دگـری جـــای نــگـیـرد در دل دل جای تو شد جای کس دیگر نیست


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

آری ای دوست مرا داغ عتابم كافی است

به دلم قهر و غضب وقت خطابم كافی است

دیگر از عدل عذابم مكن ای معدن فضل

شعله خجلت ذنبم به عذابم كافی است

مستحق غضب و قهر و عذابم اما

بی محلی تو یارب به جوابم كافی است

آه، رسوا مكنم نزد رئوس الاشهاد

زآنكه شرمندگی روز حسابم كافی است

باورم نیست ز اصحاب شمالم خوانند

پیش اصحاب یمین چشم پر آبم كافی است

خواهی ار از من نالان گذری در صف حشر

پیش چشمان علی ترك عقابم كافی است

شعله نار بر این چهره میفروز كه خود

از گنه مانده بر این چهره نقابم كافی است


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

پروردگارا!
به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند.


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01
الهی!

راه تو میپویم ، ذکر تو میگویم و قرب تو میجویم...

الهی!

گر مردودم و گر مقبولم ، توخود شاهدی که به یادت مشغولم...

دل عاشق به پیغامی بسازد......خمارآلوده با جامی بسازد

مرا کیفیت چشم تو کافیست....ریاضت کش به بادامی بسازد



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01
الهی! اگر طاعت بسی ندارم در هر جهان جز تو کسی ندارم.

الهی! تا به تو آشنا شدم از خلق جدا شدم و در هر جهان شیدا شدم نهان بودم پنهان شدم.

الهی! تو دوستان را به دشمنانت می‌نمایی، درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی، مجلسش روضه رضوان کنی،

الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.

الهی! دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.

الهی! خود را از همه به تو وابستم، اگر بداری تو را پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز بگیر دستم.

الهی! ای دورنظر و ای نیکو حضر و ای نیکوکار نیک منظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سرگشته، ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرنده هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده. دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده.

الهی! کار آن دارد که با تو کاری دارد. یار آن که دارد چون تو یاری دارد. او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد.

الهی! در سر گریستنی دارم دراز. ندانم از حسرت گریم یا از ناز.

الهی! یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر وجان.

الهی! یکتای بی‌همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دل‌هایی،بتو رسد ملک خدایی.

الهی! نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.

الهی! ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی.

الهی! ای خالق بی‌مدد و ای واحد بی‌عدد، ای اول بی‌هدایت و ای آخر بی‌نهایت. ای ظاهر بی‌صورت و ای باطن بی‌سیرت، ای حی بی‌ذلت ای بخشنده بی‌منت، ای داننده رازها، ای شنونده آوازها، ای بیننده نمازها، ای شناسنده نامها، ای رساننده گامها، ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق، عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیب‌های ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

الهی! ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید توست و ای که جان بندگان در صف تقدیر تو است، ای قهاری که کس را به تو حیلت نیست، ای جباری که گردن کشان را با تو روی مقاومت نیست، ای کریمی که بندگان را غیر از تو دست آویز نیست. نگاه دار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم.



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

مناجات خواجه عبداله انصاری :
الهی!بیزارم ازطاعتی که مرابعُجب آورد وبنده آن معصیتی که مرابعذرآورد
الهی!صحبت دوستان توآب جانست وصحبت غیرایشان تاب جانست
الهی!گل بهشت درچشم عارفان خاراست وجوینده ترابابهشت چکاراست
الهی!شب فراق اگرچه تاریک است دل خوش داریم که صبح وصال نزدیک است
ازصبح وصال بی خبربودعدم
آنجاکه من وعشق توبودیم بهم
روزانه اگرکسی نبینم همدم
شبها که غم توهست چه بیش وچه کم
الهی!خواندی تأخیرکردیم ،فرمودی تقصیرکردیم هیهات آنچه کردیم بی تدبیرکردیم
الهی!همه نادانیم وهمه ناتوانیم اگربخوانی درآرزوی آنیم واگربرانی درطاعت وفرمانیم
الهی!ضعیفم خواندی وچنین است ،هرچه ازمن دروجودآیداین است
الهی!توهستی ومن نیستم ،هست ازنیست چیزی طلبدمن آنراکیستم
الهی!توغفّارومن پرگناهم بردرگاهم گیرکه گرصادق نیستم آخرباصادقان همراهم
الهی!توهمه وماهیچ توهشیاری وماگیج سخن همین است برمامپیچ
الهی!اگرمجرمم مسلمانم واگرگنه کارم پشیمانم واگرعقابم خواهی مطیع فرمانم
واگررحمت فرمائی مستحق آنم


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

یارب! گناه اهل جهان را به ما ببخش
ما را سپس به رحمت بی‌منتها ببخش
هرچند ما نه‌ایم سزاوار رحمتت
ما را بدان چه نیست سزاوار ما ببخش
گفتی كه مستجاب كنم گر دعا كنی
توفیق هم عطا كن و حال دعا ببخش
بگذار از آن گناه كه سدّ ره دعاست
هم بر دعای ما اثری برملا ببخش
قصد از دعا، اجابت امر است، ورنه من
خود كیستم كه با تو بگویم خطا ببخش
ما را شبی به باغ پر از نرگس فلك
یعنی: بدین كواكب نرگس نما، ببخش
تا بشكفد به گلشن دلها گل امید
ما را به فیض لطف نسیم صبا ببخش
ما را امید عفو تو مغرور كرد و بس
گرشد خطا، بدین سخن بی‌ریا ببخش
تا همچو دیگران به نوایی مگر رسیم
ما را به سوز سینه هر بینوا ببخش
دلهای ما كه تیره شد از زنگ معصیت
یارب! به نور معرفت خود، صفا ببخش
دور از زكاروان سعادت فتاده‌ایم
ما را به رهروان طریق وفا ببخش
آلوده از نخست نبودیم كامدیم
ما را به حسن سابقه، روز جزا ببخش
اشك ندامتی نفشاندیم اگر ز چشم
ما را به چارده گهر پر بها ببخش
روزی كه هركسی به شفیعی برد پناه
ما را به آبروی شه انبیا ببخش
گر از خواص امت مرحومه نیستم
ما را به لطف عام شه اولیا ببخش
ما را ز اهل بیت ولایت امیدهاست
تقصیر ما به حرمت خیرالنسا ببخش
گیرم به ما معاویه نفس،‌چیره شد
ما را به رأفت حسن مجتبی ببخش
تا بر حسین عقل سلیم اقتدا كنیم
عصیان ما به خامس آل عبا ببخش
از شیخ و شاب چون همه بیمار غفلتیم
در سایه امام چهارم، شفا ببخش
در راه علم و معرفت از ما قصور شد
ما را به علم باقر احمد سخا ببخش
تا جز طریق صدق و صفا راه نسپرم
ما را به زهد صادق حیدر عطا ببخش
زین تنگنای محبس تن تا برون رویم
ما را به حلم موسی جعفر،‌بیا ببخش
از قربت ار به غربت دنیا فتاده‌ایم
عصیان ما به ساحت قدس رضا ببخش
ما را به آبروی جواد آن سپهر جود
یعنی تقی به علم وعمل مُرْتقی[1] ببخش
یارب، به سید النقبا شاه دین، نقی
ما را به راه دین، نظر كیمیا ببخش
هرچند رحمت تو فزونتر ز جرم ماست
ما را به حق عسكری ذوالعطا، ببخش
عمری ز ما اگر چه ندیدی بجز خطا
یا ذاالكرام به مهدی صاحب لوا ببخش
ما را بدان دقیقه كه گلگون بُراق عشق
بی‌مصطفی شد از ستم اشقیا ببخش
برآن دمی كه دلدل میدان پردلی
بی مرتضی شد از ره جور و جفا ببخش
یارب، بدان دقیقه كه عنقای قاف عشق
روكرد در حریم شه كربلا ببخش
یعنی كه ذوالجناح فلك سیر شاه دین
بی‌شاه شد به سوی حرم بر ملاببخش
یارب، بدان دقیقه و ساعت كه اهل بیت
واقف شدند زان خبر غمفزا ببخش
[1] . مرتقی: رفیع و بلند.
صابر همدانی



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

یارب ز کرم بر من درویش نگر

بر من دل خسته دل ریش نگر

هرچند نیم لایق بخشایش تو

بر من منگر بر کرم خویش نگر



یا رب مکن از لطف پریشان ما را

هر چند که هست جرم و عصیان ما را

ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم

محتاج بغیر خود مگردان ما را



با صنع تو هر مورچه رازی دارد * با شوق تو هر سوخته سازی دارد

ای خالق ذوالجلال نومید مکن * آن را که به درگهت نیازی دارد



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

الهی اگر بهشت چشم و چراغ است ،بی دیدار تو درد و داغ است



الهی بهشت بی دیدار تو زندان است و زندانی به زندان بردن نه كار كریمان است



الهی اگر به دُوزخ فرستی دعوی دار نیستم و اگر به بهشت فرمائی بی جمال تو خریدار نیستم



مطلوب ما بر آر كه جز وصال تو طلبكار نیستم


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم
ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم
ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم
چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم
چو نهادم سر هستی چه کشم بار کهی را
چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی
ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی
جهت گوهر فایق به تک بحر حقایق
به سلاح احد تو ره ما را بزدی تو
ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان
منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را
غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن
بطلب امن و امان را بگزین گوشه گران را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را
نه نهانم نه بدیدم چه کنم کون و مکان را
چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را
چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را
چو مرا گرگ شبان شد چه کشم ناز شبان را
خنک آن جا که نشستی خنک آن دیده جان را
چو ز تو یافت نشانی چه کند نام و نشان را
چو به سر باید رفتن چه کنم پای دوان را
همه رختم ستدی تو چه دهم باج ستان را
دل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را
منگر جور و جفا را بنگر صد نگران را
هم از این خوب طلب کن فرج و امن و امان را
بشنو راه دهان را مگشا راه دهان را


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

یارب دل پاک و جان آگاهم ده

آه شب و گریهء سحرگاهم ده

در راه خود اول ز خودم بیخود کن

بیخود که شدم ز خود بخود راهم ده



یارب چه شود اگر مرا گیری دست

کز بار گنه شد تن مسکینم پست

گر در عملم آنچه ترا شاید نیست

اندر کرمت آنچه مرا باید هست







:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

الهی به مستان میخانه ات
به عقل آفرینان دیوانه ات

الهی به آنانکه در تو گُمند
نهان از دل و دیده مردمند

به دریاکش لُجّه کبریا
که آمد به شأنش فرود إنّما

به دُرّی که عرش است او را صدف
به ساقی کوثر ، به شاه نجف

به نور دل صبح خیزان عشق
ز شاد ی به اندُه گریزان عشق

به آن دل پرستان بی پا و سر
به شادی فروشان بی شور و شر

به رندان سر مست آگاه دل
که هرگز نرفتند جز راه دل

به مستان افتاده در پای خُم
به مخمور با مرگ در اشتُلم

به شام غریبان به جام صبوح
کز ایشانْست شام سحر را فتوح

کز آن خوبرو چشم بد دور باد
غلط دور گفتم که خود کور باد

که خاکم گِل از آب انگور کن
سراپای من آتش طور کن

خدا را به جان خراباتیان
کزین تهمتِ هستیم وارهان

به میخانة وحدتم راه ده
دل زنده و جان آگاه ده



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

چه شب هایی که پرپر شد چه روزایی که شب کردم
نه عبرت را فراخواندم نه غفلت را ادب کردم

برات من شبی آمد که در آیینه لرزیدم
شب قدرم همان شب شد که در زلف تو تب کردم

شب تنهایی دل بود، چرخیدم، غزل گفتم
شب افتادن جان بود رقصیدم، طرب کردم

تمام من همین دل بود دل را خون دل دادم
تمام من همین جان بود جان را جان به لب کردم

دعایی بود و تحسینی، درودی بود و آمینی
اگر دستی بر آوردم، اگر چیزی طلب کردم

تو بودی هر چه اوتادم اگر از پیر دل کندم
تو بودی هر چه اسبابم اگر ترک سبب کردم

نظر برداشتن از خویش بود و خویش او بودن
اگر چیزی به چشم از علم انساب و نسب کردم

الهی عشق در من چلچراغی تازه روشن کن
ببخشا گر خطا رفتم، ببخشا گر غضب کردم


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01
خدایا!!!!!!!

به من بینشی عطا كن كه هیچ وقت خود را با دیگران مقایسه نكنم، بر آنهایی كه از من برتر هستند حسد نورزم، و بر آنها كه پایین ترند فخر نفروشم، و بر آنچه دارم قناعت كنم و همواره در این اندیشه باشم كه از آنچه در حال حاضر هستم، فراتر بروم.



یارب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده

چشم بینا جان آگاه و دل بیمار ده

هر سر موی حواس من به راهی میرود

این پریشان سیر را در بزم وحدت بار ده


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

(مناجات المریدین)



سُبحانکَ ما اَضیَقَ الطُرقَ علی مَن لََم تکُن دَلیلُه و ما اَوضحَ الحقَّ عِندَ مَن هَدیتَه سبیلَه...

خدایا!

چه تنگ و تیره و تاریک است راهی که دلالت تو در آن نیست و چه روشن و حقیقت‌نما و منیر، راهی که هدایت تو در آن است.

خدایا!

در آن دلی که لطافت حضور تو نیست، از هر چه عشق و خوبی و لطف خالیست.

خدایا!

در جاده‌ای که نسیم عنایت تو نمی‌وزد و ماهتاب رحمت تو نمی‌تابد کدام دل راه به حقیقت تو می‌برد؟

اِلهی فَاسلُک بنا سُبُل الوصولِ الیکَ وَ سَیِّرنا فی اَقربِ الطُرقِ للوفودِ علیکَ قَرِّب عَلینا البعید و سَهِّل عَلَینا العسیر الشَّدید و الحِقنا بعبادکَ الَذینَ هُم باِلبدارِ الیکَ یُسارِعونَ و بابک علی الدّوامِ یَطرُقُون و ایّاکَ فی اللّیلِ و النّهارِ یَعبُدونَ و هُم من هَیبَیتِکَ مُشفِقونَ...

خدایا!

ما را از ظلمات راه‌های ضلالت نجات بخش و به روشنای طریق هدایت خویش راهنمایی کن.

خدایا!

راه‌های منتهی به تو به تعداد نفوس آدمیست، بینهایت است.

اَلطُّرقُ اِلیکَ بعددِ اَنفاسِ اَلخَلائقِ، ما را از نزدیکترین راه به خویش برسان.
ای آنکه به عاشقانت دل مجالست می‌بخشی و به غافلانت پای مراقبت و به گریزندگانت روی مراجعت.

خدایا!

راه‌های صعب العبور و پرپیچ و خمت را به ما منمایان.

دشواری فراز و نشیب‌های راهت را آسان بگردان و ما را در واحه‌های وحشت‌ و یأس سر مگردان.

خدایا!

راه میانبر قرب به خویش را بر ما هویدا ساز و به آن دسته از بندگانت ملحقمان کن که در راه نیل به تو از یکدیگر پیشی می‌گیرند و دست از سحوری در خانه تو بر نمی‌دارند و شب و روز به تو مشغولند و دل‌هاشان هر لحظه بیمناک هیبت توست.

ما را به بندگانی ملحق کن که در آسمان خاطرشان جز پرنده یاد تو پرواز نمی‌کند و در گلستان دلشان جز گل هوای تو پر باز نمی‌کند، به آنان که سر بندگی جز به پیشگاه تو نمی‌سایند و دست محبت جز به تو نمی‌سپارند.

اَلذینَ صَفَّیتَ لَهم المشاربَ و بلَّغتَهم الرَّعائبَ و اَنجَحتَ لهمُ المطالبَ و قَضَیتَ لهم من فضلِکَ المارِبَ و مَلَاتَ لهم ضَمائرَهم من حبّکَ و رَوَّ یتَهم مِن صافِی شِر بِکَ فَبِکَ اِلی لَذید مُناجاتِکَ و صَلُوا و منکَ اقصی مَقاصِدِهم حَصَّلوا ...

به آنان که از زلال چشمه‌ات نوشاندی و لباس اشتیاق خود بر تنشان پوشاندی و بر گیاه آرزوهاشان باران اجابت افشاندی و در مزرعه دل‌هاشان جز خرمن مهر خودت سوزاندی و در جنگل تفکرشان جز غزال یاد خودت رماندی و بلندترین درختان مقاصدشان را در وسعت خودت رویاندی و به اوج لذتشان از مناجاتت رساندی.

فَیامَن هُوَ عَلَی المُقبِلینَ علیه مُقبِلٌ و بِالعطفِ عَلیهم عائدٌ مُفضِلٌ و بِالغافلینَ عن ذِکِره رحیمٌ رؤفٌ و بِجَذبِهم الی بابه ودودٌ عطوفٌ...

ای آنکه هر که رو به سوی تو کند چشم به او می‌دوزی و به هر که دلش هوای تو کند دل می‌بندی و به سری که سودای تو داشته باشد سر می‌کشی.

ای که بیدارانت را انیس می‌شوی و به خواب رفتگانت را جلیس.

ای که بر سر زندگانت دست محبت می‌کشی و بر چشم مردگانت سرمه حیات و ملاطفت.

ای که به عاشقانت دل مجالست می‌بخشی و به غافلانت پای مراقبت و به گریزندگانت روی مراجعت.

خدایا!

ما را به بندگانی ملحق کن که در آسمان خاطرشان جز پرنده یاد تو پرواز نمی‌کند و در گلستان دلشان جز گل هوای تو پر باز نمی‌کند.

اَسألُکَ اَن تَجعَلنی مِن اَوفَرِهِم منکَ حظاً و اعلاهُم عندکَ مَنزِلاً و اَجزِلهم مِن وُدِّکَ قِسماً وَ اَفضَلِهم فی مَعرفتک نصیباً.

خدایا!

دست و دامن مرا گنجایش بیشتری از میوه‌های درخت معرفتت عنایت کن.

خدایا!

تو که مرا فرا خوانده‌ای، تو که زاری مرا نقبی به خانه اجابتت زده‌ای، تو که مرا به درون پذیرفته‌ای، به خودت سوگند که تشنه محبتم، مرا در کنار خویش بنشان و از رحمت خویش جرعه‌ایم بنوشان.

تو که مرا به خانه راه داده‌ای، به صندوق خانه ببر و از حقایق ناگفته و درهای ناسفته گوهری به من بنمایان.

فَقَد اِنقَطَعَت الیکَ هِمَّتی و انصَرَفَت نَحوَک رَغبَتی، فانتَ لا غیرُک مرادِی و لک لا لسواکَ سَهری و سَهاری وَ لِقاوُکَ قُرَّةُ عینی و وَصلُکَ مِنِّی نفسی و الیکَ شَوقِی و فی مَحَبََّتکَ وَلَهی و الی هَواکَ صَبابتی و رضاکَ بُغیَتی وَ رؤیَتِکَ حاجتی و جِوارِکَ طَلبی و قُربِکَ غایةُ سُؤلِی و فی مناجاتِکَ رَوحی و راحَتی و عِندَکَ دَواء عِلّتی و شِفاءُ غُلّتی و بَردُ لَوعَتی و کَشفُ کُربَتی.

خدایا!

مرا جز به تو امیدی نیست و جز به سوی تو رغبتی نه.

خدایا!

جز تو مرا معشوق و مرشد و مرادی نیست و بیداری لحظه‌هایم و زنده‌داری شب‌هایم مگر برای کیست؟!

خدایا!

این چشمان خسته و به خاکستر نشسته من، تنها به دیدار توست که روشنی می‌یابد و غنچه آرزوی دلم تنها به آفتاب وصل توست که می‌خندد و قلبم تنها به عشق تو می‌طپد و خونم به اشتیاق تو در رگها می‌دود و نیلوفر وجودم با تکیه بر درخت تو رشد می‌کند و بالا می‌رود که میوه‌های رضایت تو را بو کند.

بی‌راز و نیاز با چشمه مناجات تو چگونه به برگ بنشیند و بی‌تمنای روی تو چگونه سبزی بگیرد و بی‌باغبانی تو چگونه زنده بماند؟!

خدایا!

چشم نیلوفر من به آسمان قرب تو دوخته است و شبنم گلبرگ‌های من به عشق تو تبخیر می‌شود.
ای آنکه هر که رو به سوی تو کند چشم به او می‌دوزی و به هر که دلش هوای تو کند دل می‌بندی و به سری که سودای تو داشته باشد سر می‌کشی.

خدایا!

تو مر پویندگان را فرقانی و مر گمراهان را برهانی و مر افتادگان را توانی و مر عاشقان را نشانی. تو عین وصل و هجرانی، تو آتش و گلستانی، تو باغ و باغبانی، تو جبّار و رحمانی، تو درد و درمانی، تو شادی و حرمانی، تو آشکار و نهانی، تو روحی، توجانی.

چه گویم؟ تو اینی، تو آنی، چنینی، چنانی؟

هر آن را که در وصف ناید تو برتر از آنی...

فَکُن اَنیسی فی وَحشَتی و مقیلَ عترَتی و غافِرَ زَلّتی و قابلَ نوبتی و مُجیبَ دَعوَتی وَ وَلّی عِصمَتی و مُغنِیَ فاقَتی و لا تَقطَعنِی عنکَ و لا تُبعِدنی منکَ یا نَعیمی و جَنَّتی و یا دنیایَ و آخِرَتی یا اَرحَمَ الرّحمینَ.

خدایا!

وحشتم را جز تو مونسی نیست، همدمم باش، و لغزش و عثرتم را جز تو دستگیرنده‌ای نه، همراهم باش.

گناه و زلتم را جز تو بخشنده‌ای نیست، در گذر، و بازگشت و رجعتم را جز تو پذیرنده‌ای نه، در نگر.

خدایا!

فریاد و دعوتم را جز تو پاسخگویی نیست راهم ده، و عصمتم را جز تو سرپرستی نه، پناهم ده.

فقر و فاقتم را جز تو دارنده‌ای نیست دست گیر، و کوله ‌بار خالیم را جز تو داننده‌ای نیست، هر آنچه هست گیر.

خدایا!

دستم را از دامن مهرت کوتاه مگردان و مرا از خویش مران که امید من جز به تو نیست و مرا جز تو نیست، ای بهشت و نعمت من، ای دنیا و آخرت من، ای مهربانی محض.


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

یا رب مدد کن تا دلم چون کوزه یی پر می شود

لبریز اسرارت شوم ویران کنم بتخانه را

در حیرتم از نفس خود هر دم به سویی می رود

این کشمکش را چاره کن با عشق سوزان در خفا



یا رب به کریمیت که خارم نکنی

درمانده اهل روزگارم نکنی



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

خدایا تقدیر مرا خیر بنویس

آنگونه که آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم

و آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم

"دکتر علی شریعتی"


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

یا رب غم آنچه غیر تو در دل ماست

بردار که بیحاصلی از حاصل ماست

الحمد که چون تو رهنمایی داریم

کز گمشدگانیم که غم منزل ماست




یارب این اتش كه در جان من است سرد كن آنسان كه كردی برخلیل


پای ما لنگ است و منزل بس دراز دست ما كوتاه وخرما بر نخیل




:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

گر جان بجز تو خواهد از خویش برکنیمش

ور چرخ سرکش آید بر همدگر زنیمش

گر رخت خویش خواهد ما رخت او دهیمش

ور قلعه ها درآید ویرانه ها کنیمش

گر این جهان چو جانست ما جان جان جانیم

ور این فلک سر آمد ما چشم روشنیمش

بیخ درخت خاکست وین چرخ شاخ و برگش

عالم درخت زیتون ما همچو روغنیمش

چون عشق شمس تبریز آهن ربای باشد

ما بر طریق خدمت مانند آهنیمش


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01
مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

من بنــده عــاصیم رضای تو کجاست
تــاریک دلم نــور و ضیـای تو کجاست

ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی
آن بیع بود لطف و عطـای تو کجاست

مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری - اثر استاد محمود فرشچیان

ای کریمی که بخشنده عطایی و ای حکیمی که پوشنده خطایی و ای صمدی که از ادراک خلق جدایی و ای احدی که در ذات و صفات بی همتایی و ای خالقی که راهنمایی و ای قادری که خدایی را سزایی. جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما را ضیای خود ده و ما را آن ده که ما را آن به و مگذار به که و مه.
الهی! عبدالله عمر بکاست، اما عذر نخواست.
الهی! عذر ما بپذیر و بر عیب های ما مگیر.
به نام آن خدایی که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح است و سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است و ذکر او مرهم دل مجروح است و مهر او بلا نشینان را کشتی نوح است. ای جوانمرد درین راه مرد باش و در مردی فرد باش و با دل پردرد باش.
الهی! خواندی تأخیر کردم. فرمودی تقصیر کردم.

الهی! عمر خود بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم.

الهی! اگر کار به گفتار است بر سر همه تاجم و اگر به کردار است به پشه و مور محتاجم.

الهی! بیزارم از طاعتی که مرا به عجب آرد. مبارک معصیتی که مرا به عذر آرد.

الهی! اگر بر دار کنی رواست، مهجور مکن و اگر به دوزخ فرستی رضاست، از خود دور مکن.

الهی! گناه در جنب کرم تو زبون است، زیرا که کرم تو قدیم و گناه اکنون است.

الهی! اگر عبدالله را بخواهی سوخت، دوزخی دیگر باید آلایش او را و اگر بخواهی نواخت، بهشتی دیگر باید آسایش او را

الهی! اگر یکبار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من.

الهی! همه از تو ترسند و عبدالله از خود زیرا که از تو همه نیک آید و از عبدالله بد.

الهی! گفتی کریمم امید برآن تمام است. چون کرم تو در میان است نا امیدی حرام است.

الهی! اگر امانت را نه امینم، آن روز که امانت می نهادی می دانستی که چنینم.

الهی! همچو بید می لرزم که مبادا به هیچ نیرزم. فریاد از معرفت رسمی و عبارت عاریتی و عبادت عادتی و حکمت تجربتی و حقیقت حکایتی.

الهی! اقرار کردم به مفلسی و هیچکسی. ای یگانه ای که از همه چیز مقدسی. چه شود اگر مفلسی را به فریاد رسی.

الهی! اگر با تو نمی گویم افکار می شوم. چون با تو می گویم سبکبار می شوم.

الهی! ترسانم از بدی خود بیامرز مرا به خوبی خود.

الهی! بر تارک ما خاک خجالت نثار مکن و ما را به بلای خود گرفتار مکن. پادشاها گریخته بودیم تو خواندی، ترسان بودیم بر خوان "لاتقنطوا ..." تو نشاندی.

الهی! بر سر از خجالت گرد داریم و رخ از شرم گناه زرد داریم.

الهی! اگر دوستی نکردیم، دشمنی هم نکردیم. اگر چه بر گناه مصریم بر یگانگی حضرت تو مقریم.

الهی! در سر خمار تو داریم و در دل اسرار تو داریم و به زبان استغفار تو داریم.

الهی! اگر گوییم ثنای تو گوییم و اگر جوییم رضای تو جوییم.

الهی! بنیاد توحید ما خراب مکن و باغ امید ما را بی آب مکن و به گناه روی ما را سیاه مکن.

الهی! تقوایی ده که از دنیا ببریم، روحی ده که از عقبی برخوریم. یقینی ده که در آز بر ما باز نشود و قناعتی ده تا صعوه حرص ما باز نشود.

الهی! دانایی ده که از راه نیفتیم و بینایی ده تا در چاه نیفتیم. دست گیر که دستاویزی نداریم، بپذیر که پای گریزی نداریم.

الهی! درگذر که بد کرده ایم و آزرم دار که آزرده ایم.

الهی! مگوی که چه کرده ایم که دردا شویم و مگوی که چه آورده یی که رسوا شویم.

الهی! توفیق ده تا در دین استوار شویم. عقبی ده تا از دنیا بیزار شویم. بر راه دار تا سرگردان نشویم.

الهی! بیاموز تا سر دین بدانیم. برفروز تا در تاریکی نمانیم. تلقین کن تا آداب شرع بدانیم. توفیق ده تا خنگ طمع نرانیم. تو نواز که دیگران ندانند، تو ساز که دیگران نتوانند. همه را از خودپرستی رهایی ده. مه را به خود آشنایی ده. همه را از مکر شیطان نگاهدار. همه را از کید نفس آگاه دار.

الهی! فرمایی که بجوی و می ترسانی که بگریز. می نمایی که بخواه و می گویی که بپرهیز.

الهی! گریخته بودم تو خواندی. ترسیده بودم بر خوان تو نشاندی. ابتدا می ترسیدم که مرا بگیری به بلای خویش، اکنون می ترسم که مرا بفریبی به عطای خویش.

الهی! عمر بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم. گفتی و فرمان نکردم. درماندم و درمان نکردم.

الهی! تو ساز که ازین معلولان شفا نیاید، تو گشای که از این ملولان کاری نگشاید.

الهی! به صلاح آر که نیک بی سامانیم جمع دار که بد پریشانیم.

الهی! ظاهری داریم شوریده. باطنی داریم در خواب. سینه ای داریم پر آتش. دیده ای داریم پر آب. گاه در آتش سینه می سوزیم و گاه از آب چشم غرقاب.

الهی! اگر نه با دوستان تو در رهم، آخر نه چون سگ اصحاب کهف بر درگهم. انتظار را طاقت باید و ما را نیست. صبر را فراغت باید و ما را نیست.
الهی! مکش این چراغ افروخته را و مسوز این دل سوخته را و مران این بنده آموخته را ...


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

پروردگارا ما بندگان به زبان همه ذرات وجودمان تو را ستایش و ثنا می گوییم

و در همه شئون زندگی و شعار بندگی از تو یاری می جوییم ، تویی افرییننده جهان هستی

تویی که قابل نیایش و پرستش هستی

زهی بی خردانی که از اهرمنانی که از تو بی خبرند ، برای ایشان بس است که از بندگی ات لذت نمی برند ، بس است برای انانکه تو را انکار می کنند ، چه انقدرنادانند که این کارمی کنند

بر همان عهد و پیمانیم و می مانیم که از همان روز اول با تو بستیم ، از غیر تو برای همیشه دل بریده ایم و گسسته ایم و به حضرت تو تا ابد دل داده ایم و بسته ایم و پیوسته ایم

هرچه داریم از تو داریم و به خاطر تو از ان می گذریم و می گذاریم و سر تعظیم و بندگی فرو می اریم . افریدگارا بهترین کلمه ای که بر تکرار ان استواریم و برای همیشه بر ان تکیه داریم

وبه ارمغان به حضور می اریم کلمه طیبه :

اشهد ان لااله الا الله

و اشهد ان محمد رسول الله ( ص )



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

خداوندا دستانم خالیند و دلم غرق در ارزوها

یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان

یا دلم را از ارزوهای دست نیافتنی خالی کن


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

خداوندا! به دلهای شكسته

به تنهایان در غربت نشسته



به آن عشقی كه از نام تو خیزد

بدان خونی كه در راه تو ریزد



به مسكینان از هستی رمیده

به غمگینان خواب از سر پریده



به مردانی كه در سختی خموشند

برای زندگی جان می فروشند



همه كاشانه شان خالی از قوت است

سخنهاشان نگاهی در سكوت است



به طفلانی كه نان آور ندارند ـ

سر حسرت ببالین میگذارند



به آن « درمانده زن » كز فقر جانكاه ـ

نهد فرزند خود را بر سر راه



بآن كودك كه ناكام است كامش

ز پا میافكند بوی طعامش



به آن جمعی كه از سرما بجانند

ز « آه » جمع، « گرمی » میستانند



به آن بیكس كه با جان در نبرد است

غذایش اشك گرم و آه سرد است



به آن بی مادر از ضعف خفته ـ

سخن از مهر مادر ناشنفته



به آن دختر كه نادیدی گناهش

عبادت خفته در شرم نگاهش



به آن چشمی كه از غم گریه خیز است

به بیماری كه با جان در ستیز است



به دامانی كه از هر عیب پاك است

به هر كس از گناهان شرمناك است ـ



دلم را از گناهان ایمنی بخش

به نور معرفت ها روشنی بخش



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

خدایا! ما را به خاطر تمام دلهایی که خواسته و ناخواسته میشکنیم ببخش.

و به خاطر تمام اشک هایی که از چشم دیگران، خواسته و ناخواسته جاری می سازیم.

خدایا! ما را به خاطر تمام شادی هایی که نتیجه ایی جز ضرر و خسران ندارند که خواسته و ناخواسته طلب می کنیم ببخش.

خدایا! قدرتی عنایت فرما تا تمام دلهای شکسته شده و اشک های جاری شده و شادی های زیان بارمان را جبران کنیم.

باشد که مورد عفو بنده و خدایش قرار گیریم.


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

یا رب به جز تو یار دیگر نیست، نیست، نیست

جز تاعتِ تو کار دیگر نیست، نیست، نیست

در ساعت فراقِ تو از چشم اشک بار

نیکو تر آبشارِ دیگر نیست، نیست، نیست

یا رب همه امید به لطف تو بسته ام

امید و انتظار دیگر نیست، نیست، نیست

در چارسوی دهر همه ورطۀ بلاست

جز امنِ تو حصار دیگر نیست، نیست، نیست

ای نور چشم گرچه تو را هیج کس ندید

غیرِ تو آشکارِ دیگر نیست، نیست، نیست

هر جا که رفته ایم به پاس استاده ایم

جز با تو ام قرار دیگر نیست، نیست، نیست.


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

خداوندا!

این دل شکسته را جز دستهای مهربانی تو درمانی نیست و این دست بسته را جز از ابر احسان تو بارانی، نه.

خدایا!

این قامت خمیده جز به دیدار تو راست نمی شود و این تنهای غریب جز در خانه تو هر آنچه خواست نمی شود .

خدایا!

این قلب هراسناک و لرزان جز در دستهای تو آرام نمی گیرد و این خود زبون و خفت کشیده، بی توجه عزیزانه تو سبقت از هر چه پخته و خام نمی گیرد.

خدای من!

این دانه به خاک نشسته را بی آب و آفتاب تو، کجا سر شکفتن هست و این غریب و خسته را بی ماهتاب لطف تو کی پای رفتن؟

خدایا!

این شکاف تنهایی را جز چشمه سار جاودان مهر تو پر نمی کند و غنچه حوائجم بی باغبانی تو شکفته نمی شود و غبار اندوه از چهره غمزده ام جز باران رحمت تو نمی شوید و سموم نفسم را جز تریاق رأفت تو درمان نمی کند.

خدایا!

این جگر سوخته در آتش هجرانت را و این جان گداخته در زیر تشعشع سوزان فراقت را هیچ چیز جز خنکای نسیم وصل تو آرام نمی کند.

خدایا!

دلی که مسیر عمر را در کویر هجران تو طی کرده چه سان به غیر سبزه زار لقاء تو راضی شود؟ چشمی که جز به افق انتظار تو دوخته نشده و دوردستها را در پی سایه محو دیدار تو کاویده چگونه جز وصل تو را بپذیرد؟

و پایی که در هر قدم توان از تو گرفته و با سنگ و خار و خاشاک به شوق تو در آویخته به چه امید در دیار غیر رحل اقامت افکند؟

خدایا!

دلی که عمری به دنبال تو گشته مگر جز در میان دستهای تو قرار می گیرد؟

اشک اضطرار مرا چه چیز جز دستهای پاسخ تو خواهد سترد؟ و این قلب درد آغشته از فراقت را چه چیز جز نسیم مهر تو جان خواهد بخشید؟

خدایا!

تب سوزنده عشق به تو را چه درمان خواهد کرد جز دیدار تو؟ و زخم عمیق و کاری گناه را بر جای جای روح دردمندم چه چیز جز غفران تو التیام خواهد بخشید؟

خدایا!

زنگار گناه از آیینه دل چه چیز جز عفو تو خواهد زدود؟

خدایا!

تنها دست توست که می تواند قلب تاثیر پذیر مرا از شر خواسته های نفس خلاص گرداند و تنها دم خداوندی توست که می تواند این دل را که در زیر پنجه های هوای نفس به حالت اغماء افتاده است نجات دهد.

خدایا!

این جگر سوخته در آتش هجرانت را و این جان گداخته در زیر تشعشع سوزان فراقت را هیچ چیز جز خنکای نسیم وصل تو آرام نمی کند.

ای نهایت آرزوی آرزو مندان! و ای غایت پاسخ سائلان! و ای دورترین مقصود نیازمندان! و ای بلندترین اشتیاق مشتاقان! و ای غمخوار درستکاران! و ای کلبه ایمنی از بلای به تو پناه آورندگان! و ای پاسخ دهنده دعوت در ماندگان! و ای داروی دردمندان! و ای اندوخته فقیران! ای گنجینه بینوایان و ای فریادرس ناله کنندگان! و ای برآرنده حاجات فقیران و مسکینان! ای کریمترین کریمان! ای مهربانترین مهربانان! و ای رحیم ترین بخشندگان! ای هر چه جوی مهر از چشمه رأفت تو! و ای هر چه ابر از در یای تو! ای پیشه ات کارسازی و ای اندیشه ات بنده نوازی!

روی من تنها به تو باز است و دستم تنها به سوی تو دراز.

ضجه های من تنها در پیش توست و سجود من فقط در پیشگاه تو.

خدایا!

من در پیش چه کسی به جز تو بر خاک افتاده ام؟ و کدام سحری را جز در خانه تو کو بیده ام؟

خدایا!

در این گرمای سوزان کویر گناه، نسیم جان بخش رضایتت را از من دریغ مدار و از ابر آبستن نعمتهایت بر من مستدام ببار.

خداوندا!

من اینک امید از هر چه غیر تو بریده ام و بر در خانه کرم تو به تضرع ایستاده ام.

خدای من!

مرا از تو چشم یاری هست و همو مرا بدینجا آورده است.

اینجا، که نگاه اکرام تو بر جثه نحیف من افتد و دست انعام تو از ورای سر افتاده من بگذرد.

اینجا، که گرد گامهای تو بر صورت خسته من نشیند و بوی بهار تو در مشام درختانِ به خشکی گراییده من بپیچد.

خدای من!

این دانه به خاک نشسته را بی آب و آفتاب تو کجا سر شکفتن هست و این غریب و خسته را بی ماهتاب لطف تو کی پای رفتن؟

خدای من!

در این ناامنی و و انفسا، من تنها به ریسمان سخت تو چنگ زده ام و تنها به دستاویز امن تو آویخته ام. خدایا!

بر این بنده ذلیل و ناتوانت كه حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم كن.

بنده ای كه نه آن دارد كه به تو بنماید و نه زبان آنكه از تو عذر بخواهد.

بنده ای كه دستش تهی از طاعت و پشتش خسته از معصیت است.

خدایا!

می شود كه چنین بنده ای را دست محبت بر سرش كشی؟ و سایه خدایی بر سرش بگستری؟ و جز این نمی شود.

بنده به كجا بگریزد كه امتداد شاخه های بی نهایت كرم تو سایه نینداخته باشد؟

ای زیبای عاشق زیبایی! ای دلربای زیبا آفرین! ای دریای بی منتهای بخشش!


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

الهی مران کسی را که خود خواندی، ظاهر مکن جرمی را که پوشیدی، کریما میان ما و تو داور تویی، آن کن که سزاوار آنی نه آن چنان که سزاوار ماست

:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

الهی در سر گریستنی دارم دراز
الهی! در سر گریستنی دارم دراز. ندانم از حسرت گریم یا از ناز.

الهی! یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر وجان.

الهی! یکتای بی‌همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دل‌هایی،بتو رسد ملک خدایی.

الهی! نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.

الهی! ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی.

الهی! ای خالق بی‌مدد و ای واحد بی‌عدد، ای اول بی‌هدایت و ای آخر بی‌نهایت. ای ظاهر بی‌صورت و ای باطن بی‌سیرت، ای حی بی‌ذلت ای بخشنده بی‌منت، ای داننده رازها، ای شنونده آوازها، ای بیننده نمازها، ای شناسنده نامها، ای رساننده گامها، ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق، عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیب‌های ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

الهی! ما را پیراستی چنانکه خواستی

الهی! نه خرسندم نه صبور، نه رنجورم نه مهجور

الهی ! تا با تو آشنا شدم ، از خلایق جدا شدم، در جهان شیدا شدم، نهان بودم پیدا شدم.

بر سه چیز اعتماد مکن، بر دل و بر وقت و بر عمر؛ که دل رنگ گیر است و وقت تغیر پذیرست و عمر همه تقصیر.

توفیق عزیز است و نشان آن دو چیز اولش سعادت و آخرش شهادت.

مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش، که سبوی درست را به دست برند و شکسته را به دوش


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

الله به فریاد من بی کس رس

فضل و کرمت یار من بی کس بس

هر کس به کسی و حضرتی مینازد

جز حضرت تو ندارد این بی کس ، کس


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01


به گدائی به سر کوی شما آمده‌ایم

دردمندیم و بامید دوا آمده‌ایم

نظر مهر ز ما باز مگیرید چو صبح

که درین ره ز سر صدق و صفا آمده‌ایم

دیگران گر ز برای زر و سیم آمده‌اند

ما برین در بتمنای شما آمده‌ایم

گر برانید چو بلبل ز گلستان ما را

از چه نالیم چو بی برگ و نوا آمده‌ایم

آفتابیم که از آتش دل در تابیم

یا هلالیم که انگشت نما آمده‌ایم

به قفا بر نتوان گشتن از آن جان جهان

کز عدم پی بپی او را ز قفا آمده‌ایم

گر چو مشک ختنی از خط حکمش یک موی

سر بتابیم ز مادر بخطا آمده‌ایم

نفس را بر سر میدان ریاضت کشتیم

چون درین معرکه از بهر غزا آمده‌ایم

غرض آنستکه در کیش تو قربان گردیم

ورنه در پیش خدنگ تو چرا آمده‌ایم

دل سودازده در خاک رهت می‌جوئیم

همچو گیسوی تو زانروی دوتا آمده‌ایم

ایکه خواجو بهوای تو درین خاک افتاد

نظری کن که نه از باد هوا آمده‌ایم



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

آمدم ای شاه پناهم بده

خط امانی زگناهم بده

ای حَرمَت ملجأ در ماندگان

دور مران از در و راهم بده

لایق وصل تو که من نیستم

اِذن به یک لحظه نگاهم بده

لشگرشیطان به کمین من است

بی کسم ای شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من

با نظری یار و سپاهم بده

ای که عطا بخش همه عالمی

جمله ی حاجات مرا هم بده


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

خدایا رحمت خود را به من ده

دریدی پیرهن تو پیرهن ده

مرا صفرای تو سرگشته کرده‌ست

ز لطف خود مرا صفراشکن ده

اگر عالم به غم خوردن به پای است

مده غم را به من با بوالحزن ده

خدایا عمر نوح و عمر لقمان

و صد چندان بدان خوب ختن ده

سهیل روی تو اندر یمن تافت

مرا راهی به سوی آن یمن ده


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

الهی ره گم كرده ام پایم لنگ است و عصایم پوسیده یارای كشیدن این خسته دل را ندارد و تلاشم بی ثمر، یاریم كن تا

به خویشتن خویش باز گردم.

خدایا گرچه عزیزانم در كنارم هستند ولی قلبم درد فراق تو دارد. جای جای دلم را خالی از اغیار كردم و كوچه های آن را با

شبنم چشمم شستشو دادم و با عطر یاس معطر كردم و با شكوفه های عشق و امید فرش كردم .به چشمان منتظر

قلبم قدم بنه تا مقدمت را گلباران كنم، تا با تو بگویم درد هجرانم را، تا از تو بشنوم ندای رهایی را،تا بشویم غم بی

كسی ام را به كسی چون تو، تا باز كنم عقده هایم را و بگویم گفته ها و نا گفته هایم را هرچند همه را تو خوب

میدانی،تا بگذارم سر بشانه های پر مهرت و ببارد اشكهایم این بار به شوق دیدار.


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

خدایا توئی بنده را دستگیر

بود بنده را از خدا ناگزیر

توئی خالق بوده و بودنی

ببخشای بر خاک بخشودنی

به بخشایش خویش یاریم ده

ز غوغای خود رستگاریم ده

تو را خواهم از هر مرادی که هست

که آید به تو هر مرادی به دست

دلی را که از خود نکردی گمش

نه از چرخ ترسد نه از انجمش

چو تو هستی از چرخ و انجم چه باک

چو هست آسمان بر زمین ریز خاک

جهانی چنین خوب و خرم سرشت

حوالت چرا شد بقا بر بهشت

از این خوبتر بود نباشد دگر

چو آن خوبتر گفتی آن خوبتر

در آن روضه خوب کن جای ما

ببر نقش ناخوبی از رای ما

نه من چاره خویش دانم نه کس

تو دانی چنان کن که دانی و بس

طلبکار تو هر کسی بر امید

یکی در سیاه و یکی در سپید

بدان تا زباغ تو یابد بری

تضرع کنان هر کسی بر دری

نبینم من آن زهره در خویشتن

که گویم تو را این و آن ده به من

کنم حاجت از هر کسی جستجوی

چویابم تو بخشنده باشی نه اوی

تو مستغنی از هر چه در راه توست

نیاز همه سوی درگاه توست

سروش مرا دیو مردم مکن

سر رشته از راه خود گم مکن

چو بر آشنائی گشادی درم

مکن خاک بیگانگی برسرم

به چشم من از خود فروغی رسان

که یابم فراغی ز چشم کسان

چو پروانه شب چراغ توام

چنان دان که مرغی ز باغ توام

مبین گرچه خردم من زیردست

بزرگم کن آخر بزرگیت هست

من آن ذره در خردم از دیده دور

که نیروی تو بر من افکند نور

به نیروی تو چون پدید آمدم

در گنجها را کلید آمدم

بسر بردم اول بساط سخن

دگر ره کنم تازه درج کهن

به اول سخن دادیم دستگاه

به آخر قدم نیز بنمای راه

صفائی ده این خاک تاریک را

که به بیند این راه باریک را

برانم کزین ره بدین تنگنای

به خشنودی تو زنم دست وپای

حفاظت چنان باد در کار من

که خشنود گردی ز گفتار من

چو از راه خشنودی آیم برت

نپیچم سر از قول پیغمبرت


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

بار الها، ما ظلوم و هم جهول

از تو می‌خواهیم، تسلیم عقول

زانکه عقل هر که را کامل کنی

خیر دارینی بدو واصل کنی

عقل، چون از علم کامل می‌شود

وز تعلم، علم حاصل می‌شود

در تعلم، هست دانا ناگزیر

استفاضه باید از شیخ کبیر

پس مرا، یارب، به دانایی رسان

تا ز شر جمله باشم در امان


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

ای خدا ای فضل تو حاجت روا



باتو یاد هیچ کس نبود روا



قطره ی دانش که بخشیدی ز پیش



متصل گردان به دریاهای خویش



قطره ی علم است اندر جان من



وارهانش از هوا و ز خاک تن



صد هزاران دام و دانه است ای خدا



ما چو مرغان حریصی بی نوا



گر هزاران دام باشد هر قدم



چون تو با مایی نباشد هیچ غم



از خدا جوییم توفیق ادب



بی ادب محروم شد از لطف رب



بی ادب تنها نه خود را داشت بد



بلکه آتش در همه آفاق زد .


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

الهی سوز عشقت بیشتر کن

دل ریشم ز دردت ریشتر کن

ازین غم گر دمی فارغ نشینم

به جانم صد هزاران نیشتر کن



یا رب به کریمی کریمانم بخش

بر اب دو دیده یتیمانم بخش

صد بار به لطف و کرمت بخشیدی

این بار به سلطان خراسانم بخش



یارب تو مرا به نفس طناز مده

با هر چه بجز تست مرا ساز مده

من در تو گریزان شدم از فتنه خویش

من آن توام مرا به من باز مده



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

الهی!
من نه انم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو انی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
کس به غیر تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی...


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا

باشد که بگشایی دری گویی که برخیز اندرآ

غرقست جانم بر درت در بوی مشک و عنبرت

ای صد هزاران مرحمت بر روی خوبت دایما

ماییم مست و سرگران فارغ ز کار دیگران

عالم اگر برهم رود عشق تو را بادا بقا

عشق تو کف برهم زند صد عالم دیگر کند

صد قرن نو پیدا شود بیرون ز افلاک و خلا

ای عشق خندان همچو گل وی خوش نظر چون عقل کل

خورشید را درکش به جل ای شهسوار هل اتی

امروز ما مهمان تو مست رخ خندان تو

چون نام رویت می‌برم دل می‌رود والله ز جا

کو بام غیر بام تو کو نام غیر نام تو

کو جام غیر جام تو ای ساقی شیرین ادا

گر زنده جانی یابمی من دامنش برتابمی

ای کاشکی درخوابمی در خواب بنمودی لقا

ای بر درت خیل و حشم بیرون خرام ای محتشم

زیرا که سرمست و خوشم زان چشم مست دلربا

افغان و خون دیده بین صد پیرهن بدریده بین

خون جگر پیچیده بین بر گردن و روی و قفا

آن کس که بیند روی تو مجنون نگردد کو بگو

سنگ و کلوخی باشد او او را چرا خواهم بلا

رنج و بلایی زین بتر کز تو بود جان بی‌خبر

ای شاه و سلطان بشر لا تبل نفسا بالعمی

جان‌ها چو سیلابی روان تا ساحل دریای جان

از آشنایان منقطع با بحر گشته آشنا

سیلی روان اندر وله سیلی دگر گم کرده ره

الحمدلله گوید آن وین آه و لا حول و لا

ای آفتابی آمده بر مفلسان ساقی شده

بر بندگان خود را زده باری کرم باری عطا

گل دیده ناگه مر تو را بدریده جان و جامه را

وان چنگ زار از چنگ تو افکنده سر پیش از حیا

مقبلترین و نیک پی در برج زهره کیست نی

زیرا نهد لب بر لبت تا از تو آموزد نوا

نی‌ها و خاصه نیشکر بر طمع این بسته کمر

رقصان شده در نیستان یعنی تعز من تشا

بد بی‌تو چنگ و نی حزین برد آن کنار و بوسه این

دف گفت می‌زن بر رخم تا روی من یابد بها

این جان پاره پاره را خوش پاره پاره مست کن

تا آن چه دوشش فوت شد آن را کند این دم قضا

حیفست ای شاه مهین هشیار کردن این چنین

والله نگویم بعد از این هشیار شرحت ای خدا

یا باده ده حجت مجو یا خود تو برخیز و برو

یا بنده را با لطف تو شد صوفیانه ماجرا


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

خداوندا

به تو روی آوردم چون یگانه معبود عالمی از خود مرانم من بی تو هیچم و با نام تو همه چیــز، دست نیاز به سوی تو آورده‌ام تومهربانی و دست گیــرنده مستمنــدان لطف و کرمـت را از من دریــغ مدار ، از عالمت حیــرانم و در خـــود سرگردان باحالتی پریشان به درگاهت نالانم و از دیده گریان و همه جا به سوی تو روان تو کریمی و بزرگوار رحیمی و بخشاینده روح روان ، از بندگان ناآگاهت در گذر و روح آنان را به سعادت راهنمایی فرما و هر آنچه از عالم کبریایی خواهی بر جسم عنایت فرما چون هر دردی که از سوی تو رسـد رحمت است وتحمّل آن را دارم .
خدایا به عظمت تو سر تعظیـــم فرود می آورم و از تو میخــواهم که مرا جــزو بندگان مقرّب درگاه خویش منظور فرمایی.
و از روی لطف و کرمت ارواح پاک را برای هــدایت بر من نازل فرمایی تا رستــگار شوم ، تو بزرگی و سزاوار ستایش و تکریم.
خدایا
پیشانی بر خاک تو می گذارم چون سجده سزاوار بزرگی و عظمت توست .
تو مالک جان و تن بندگانی و همه حقایق رامی دانی و هرآنچه بخواهی بر بندگانت روا می داری .
ابد و ازل از توست و چراغ هر دانش و معرفتی از تو روشن است.
برمن سعادت شناخت و بندگی عنایت بفرما چون تو اصل کائناتی ومن ذره‌ای از حیات ، تو در عالم غیبی و بندگانت پر از عیب ، عیوبم را بنمایان تا در رفع آنها کوشا باشم .
در این دنیا از تو چیزی غیر از عزت و شرف و بی نیازی نمی خواهم ، تو رحیمی و رحمان من محتاجم و فقیری درمانده برسر کویت مرا دریاب و از درگاه خود مران .
به رحمت صفاتت اگر تقصیری دارم از آن در گذر و در زندگی پس از مرگ آرامش ابدی عنایتم فرما .


:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01
ثنا و حمد بی‌پایان خدا را

که صنعش در وجود آورد ما را

الها قادرا پروردگارا

کریما منعما آمرزگارا

چه باشد پادشاه پادشاهان

اگر رحمت کنی مشتی گدا را

خداوندا تو ایمان و شهادت

عطا دادی به فضل خویش ما را

وز انعامت همیدون چشم داریم

که دیگر باز نستانی عطا را

از احسان خداوندی عجب نیست

اگر خط درکشی جرم و خطا را

خداوندا بدان تشریف عزت

که دادی انبیا و اولیا را

بدان مردان میدان عبادت

که بشکستند شیطان و هوا را

به حق پارسایان کز در خویش

نیندازی من ناپارسا را

مسلمانان ز صدق آمین بگویید

که آمین تقویت باشد دعا را

خدایا هیچ درمانی و دفعی

ندانستیم شیطان و قضا را

چو از بی دولتی دور اوفتادیم

به نزدیکان حضرت بخش ما را

خدایا گر تو سعدی را برانی

شفیع آرد روان مصطفی را

محمد سید سادات عالم

چراغ و چشم جمله انبیا را



:: موضوعات مرتبط: مناجات
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01

ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم

تو کعبه‌ای هر جا روم قصد مقامت می کنم

هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری

شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم

________________________________________________


یا رب ز کرم دری برویم بگشا

راهی که درو نجات باشد بنما

مستغنیم از هر دو جهان کن به کرم

جز یاد تو هر چه هست بر از دل ما

________________________________________________

یا رب غم آن چه غیر تو در دل ماست

بردار که بی حاصلی از حاصل ماست

الحمد که چون تو رهنمایی داریم

کز گمشدگانیم که غم منزل ماست


:: موضوعات مرتبط: مناجات
:: برچسب‌ها: دانلود آهنگ های عرفانی, دانلود کلیپ های عرفانی, دانلود تصاویر مذهبی و عرفانی, دانلود رایگان
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/10/01


یا رب نظری بر من سرگردان کن

لطفی به من دلشده حیران کن


با من مکن انچه من سزای آنم

انچه از کرم و لطف تو آید آن کن



:: موضوعات مرتبط: مناجات
:: برچسب‌ها: دانلود آهنگ های عرفانی, دانلود کلیپ های عرفانی, دانلود تصاویر مذهبی و عرفانی, دانلود رایگان
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/05/07


یا رب ز کرم بر من درویش نگر

بر حال من خسته دل ریش نگر


هر چند  نیم لایق بخشا یش تو

بر من منگر ، بر کرم خویش نگر



:: موضوعات مرتبط: مناجات
:: برچسب‌ها: دانلود آهنگ های عرفانی, دانلود کلیپ های عرفانی, دانلود تصاویر مذهبی و عرفانی, دانلود رایگان
ن : لیلا ( بنده خدا )
ت : 91/01/03
 


لوگوی وبلاگ ما



وبلاگ آسمانی ، دانلود آهنگها و کلیپ های عرفانی

__________________________________